![]()
![]()
![]()
![]()
براس دیدین عکسهای بزرگتر به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
این عکس مربوط به فاطمیه سال ۸۷ حاج رضا هلالی تو هیئت هست
خواهر امام رشت
یا علی مدد

استعفای نخستوزیر و پاسخ عتاب آمیز امام راحل
گروه تاریخ- محمد مهدی تهرانی: کشمکشها در نهایت به استعفای میرحسین موسوی در تاریخ 14/6/67 انجامید؛ استعفایی که بدون هیچ گونه هماهنگی با رئيسجمهور وقت یا امام راحل به یکباره سر از روزنامه ها درآورد و با واکنش شدید امام مواجه شد. در بخشي از استعفانامه موسوي آمده بود:

«برادر گرامی و متعهد مسعود روغنی زنجانی در روز 13/6/67 از مسئولیت وزارت برنامه و بودجه استعفا دادند و این استعفا در شرایطی است که تصمیم گیری برای انتخاب وزرای نیرو، جهاد سازندگی و بازرگانی هنوز مبهم است.
با توجه به جهتگیری روشن مجلس در امور مختلف و اطلاعاتی که از داخل مجلس محترم در دست است، احتمالاً بین 5 تا 8 وزیر از افراد معرفی شده رأی لازم را برای ادامه مسئولیت به دست نخواهند آورد و معنای این شرایط آن است که دولت در وضعیت کنونی کشور در تعدادی از وزارتخانههای حساس برای مدت نامعلومی وزیر نداشته باشد.
2- با توجه به جمیع جهات ذکر شده و نیز مشکلات انتخاب وزرا، با عنایت به عدم تفاهم فی مابین که در انتخاب هر فردی بروز مینماید (که حتی در مواردی انتخاب یک وزیر به بیش از یکسال انجامیده است) و از آنجا که اینجانب اصالت در اختلافاتی که بین 3 مرجع ریاست جمهوری، نخستوزیر و مجلس پیش میآید، براساس روح قانون اساسی و نیز صلاح کشور متمایل به مجلس منبعث از آرای ملت میدانم و معتقدم که در چنین مواقعی مصالح مملکت ایجاب مینماید رئیسجمهوری و نخستوزیر بدان تمکین نمایند، بدینوسیله براساس اصل 135 قانون اساسی استعفای خود را تقدیم مینمایم.»
واکنش عتاب آمیز امام به این استعفانامه درست در همان روز انتشار آن، منعکس شد:
«جناب آقای موسوی نخستوزیر محترم
نامهی استعفای شما باعث تعجب شد. حق اين بود که اگر تصميم بدين کار داشتيد، لااقل من و يا مسئولين رده بالاي نظام را در جريان ميگذاشتيد. در زماني که مردم حزبالله براي ياري اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه ميبرند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخستوزيري در چارچوب اسلام و قانون اساسي به خدمت خود ادامه دهيد، در صورتي که نسبت به بعضي از وزرا به توافق نميرسيد چون گذشته عمل شود. اين حق قانوني مجلس است که به هر وزيري که مايل بود، رأي دهد. تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است که اگر صلاح بداند به هز میزان که مایل باشد، در اختیار دولت قرار خواهد داد. همه بايد به خدا پناه ببريم و در مواقع عصبانيت دست به کارهايي نزنيم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند. مردم ما از اين گونه مسائل در طول انقلاب زياد ديدهاند. اين حرکات هيچ تأثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت. از آنجا که من به شما علاقمندم، انشاءالله عندالملاقات مسائلی است که گوشزد مینمایم.
سید روحالله الموسوی الخمینی
15/6/67»(2)
زمان استعفای مهندس موسوی مصادف بود با پایان حمله مرصاد و آغاز گفتگوهای آتش بس بین ایران و عراق. امام خمینی(ره) در حکمی دکتر علی اکبر ولایتی (وزیر امور خارجه وقت) را به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در مذاکرات آتش بس بین ایران و عراق تعیین کردند. ولایتی به سرعت عازم نیویورک شد. استعفای میرحسین موسوی همزمان با صبح اولین روز این مذاکرات بود. تأثیرات این استعفا در مذاکرات، بعدها توسط دکتر ولایتی بسیار ناگوار و خورد کننده عنوان شد. اگرچه عده ای نیز استعفای موسوی را ناشی از ناراحتی وی از تعیین ولایتی توسط امام به عنوان نماینده جمهوری اسلامی یاد می کنند. (عکس شماره 12)
رویکردهای مدیریتی و شخصیتی میرحسین موسوی
اما در کنار رویکردهای چپ اقتصادی میرحسین که مسئله برانگیز می شد و اختلافاتی ریشه ای را دامن می زد، به نوع رویکرد او در مدیریت کشور هم انتقاداتی وارد بود.
«من با جرأت می گویم که مهندس موسوی انسانی شریف، با ایمان و دین دار و وطن دوست است و از این لحاظ در هیئت دولت سرآمد بودند.» این نمای کلیای است که روغنی زنجانی از شخصیت موسوی ارائه می کند و بعد انگار که چیزی از قلم افتاده باشد، بلافاصله ادامه می دهد: «اما این را هم اضافه می کنم که عاشقتر بودن فرد دلیل بر درست عمل کردن او نیست. ایشان برای اجرای روش های اجرایی علاقمندی های خود تئوری مشخصی نداشتند. دلیل آن را هم باید در فضای ذهنی، تخصصی و تجربه های زندگی فرد جستجو کرد. تخصص مهندس موسوی و تحصیلات دانشگاهی ایشان در زمینه هنر، معماری و شهرسازی است. از لحاظ فلسفی هم به فلسفه چپ علاقه وافر داشته و دارند.»
رییس وزارت برنامه موسوی می گوید: «وقتی ما آمار فعالیت های فرهنگی و فکری جامعه را به آقای موسوی ارائه می دادیم، ایشان همیشه یادآوری می کردند که چقدر به عدد و رقم و ریاضیات توجه می کنید. بهتر است سری هم به کتاب های مولوی و حافظ و عارفان دیگر بزنید و این قدر خشک به مسائل توجه نکنید.»
روغنی زنجانی خاطره هایی هم برای گفتن دارد که حرف هایش را به آنها مستند می کند. از روزی می گوید که به همراه دکتر نیلی که معاون سازمان برنامه بود، برای ارائه گزارش اقتصادی نزد موسوی رفته اند. او حکایت آن روز را این گونه بازگو می کند:«پس از پایان گزارش ایشان از من خواست که چند دقیقه ای بیشتر بمانم. اما دکتر نیلی رفتند. مهندس موسوی به من گفت که به دکتر نیلی سفارش کنید این قدر به کمیات اهمیت ندهد و ایشان را تشویق کنید یک مقدار هم به عرفان روی بیاورند، ادبیات ما بسیار غنی است و مباحث اخلاقی و عشق و ایثار را باید از آن استخراج کرد. ایشان باید بیشتر از این زاویه به مسائل نگاه کنند.»
خاطره ها البته کم نیست و مصادیق مدعای روغنی زنجانی هم یکی و دو تا نیستند. او ادامه می دهد: «یکبار هم در اواخر سال 1366 بود که برای ارائه گزارش وضعیت اقتصادی کشور نزد ایشان بودم. وضعیت اقتصادی به هیچ وجه رضایت بخش نبود و احساس خطر می کردم. ایشان هم شدیداً احساس خطر می کرد. یک مداد در دست ایشان بود، به مداد آن قدر فشار آورد تا شکست. به من گفت این مداد آستانه تحمل مشخصی دارد و فشار بیش از حد موجب شکستن آن می شود. شما هم باید دقیقا بدانید آستانه تحمل نظام و لحظه فروپاشی آن کجاست. به نظر ایشان لحظه فروپاشی نظام موقعی است که باید احساس خطر کرد و به همین راحتی نباید شرایط را یاس آور نشان داد. توجهی هم به اعداد و ارقام نمی کردند، عاطفی بود و احساسی عمل می کرد.» (3)
روغنی زنجانی با اشاره به نوع مواجهه نخستوزیر با سازمان برنامه می گوید: «استدلال های ایشان عمدتاً اجتماعی و عاطفی بود و کمتر از واقعیت های اقتصادی نشأت می گرفت. البته این استدلال های احساسی و عاطفی بود که نقطه نظرات کارشناسی را تحت تأثیر قرار می داد. معمولاً آقای موسوی هم به راه حل ها و نظرات سازمان برنامه به دیده تردید نگاه می کرد.»(5)
او بر یک نکته دیگر هم تصریح دارد و آن بها ندادن به نهادسازی و مجموعه های کارشناسی است. روغنی زنجانی گلایه هایی در این زمینه نیز دارد: «یکی دیگر از ویژگی های آقای مهندس موسوی این بود که بهای چندانی به نهادسازی در تصمیم گیری ها نمی داد. این مسئله منجر به بروز بحران های متعددی شد.»(6)
واقعیت آن است که برخی اختلافات بین رئيسجمهور و نخستوزیر ناشی از ساز و کارهای قانونی موجود بود. ساز و کارهایی که در بازنگری قانون اساسی مورد تجدید نظر قرار گرفت و عملاً به حذف نخستوزیری انجامید.
پذیرش قطعنامه 598
از دیگر رویدادهای مهم این دوران، پذیرش قطعنامه 598 توسط امام(ره) بود. پذیرشی که به واسطه گزارش های میرحسین موسوی محسن رضایی و نهادهای مختلف درگیر اداره جنگ و کشور از جانب امام پذیرفته شد و لقب جام زهر را به خود گرفت. امام در پیامی که به مناسبت سالگرد کشتار مکه صادر فرمودند، به پذیرش قطعنامه اشاره کردند و نکاتی را مورد توجه قرار دادند. ایشان فرمودند:
«اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلاً خودداری می كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلّم، ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود.
من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه های آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدردانی می كنم و همه ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می كنم.»(7)
عباراتی که امام در مورد پذیرش قطعنامه به کار می برند، حاکی از این است که ایشان علی رغم میل باطنی و تصمیم شخصی خود، مجبور به پذیرش قطعنامه شده اند. ایشان می فرمایند: «خداوندا، اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مكن. خداوندا، كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نيازمند به مشعل شهادت؛ تو خود اين چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانوادههاى معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز ماندهام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيدهام، و در برابر عظمت و فداكارى اين ملت بزرگ احساس شرمسارى مىكنم.»
ایشان همچنین می افزایند: «... قبول این مسئله برای من، از زهر کشنده تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او، این جرعه را نوشیدم. در شرایط کنونی، آن چه موجب این امر شد، تکلیف الهیام بود. شما میدانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او، از هر آن چه گفتم، گذشته و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله کرده ام»
امام همه را به صبر دعوت می کردند و از اینکه خود نیز تشنه و شیفته شهادت هستند، سخن به میان می آوردند: «فرزندان انقلابىام، اى كسانى كه لحظهاى حاضر نيستيد كه از غرور مقدستان دست برداريد، شما بدانيد كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مىگذرد. مىدانم كه به شما سخت مىگذرد؛ ولى مگر به پدر پير شما سخت نمىگذرد؟ مىدانم كه شهادت شيرينتر از عسل در پيش شماست؛ مگر براى اين خادمتان اينگونه نيست؟ ولى تحمل كنيد كه خدا با صابران است. بغض و كينه انقلابىتان را در سينهها نگه داريد؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد؛ و بدانيد كه پيروزى از آن شماست.»(8)
مهر ماه 85، دفتر هاشمی رفسنجانی نامه ای را منتشر کرد که از برخی واقعیات جنگ حکایت داشت. در این نامه که از سوی امام خطاب به مسئولین کشور نوشته شده بود، دلایل پذیرفتن قطعنامه مورد توجه قرار می گرفت و به گزارش های سه نفر اشاره می شد: اول فرمانده وقت سپاه محسن رضایی، دوم نخستوزیر میرحسین موسوی و سوم مسئول وقت تبلیغات جنگ سید محمد خاتمی.
امام(ره) در خصوص نقش نامه محسن رضایی می فرمایند: «با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه یكی از دهها گزارش نظامی سیاسی است كه بعد از شكستهای اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده كل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یكی از معدود فرماندهانی است كه در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ میباشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهای شیمیایی و نبود وسائل خنثی كننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت مینمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نكاتی از نامه فرمانده سپاه كه در تاریخ 2/4/67 نگاشته است اشاره میشود.»
محسن رضایی در نامه خود آورده بود: «تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممكن است در صورت داشتن وسائلی كه در طول پنج سال به دست میآوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپیمای جنگی و 300 هلیكوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاح های لیزر و اتم -كه از ضرورتهای جنگ در آن موقع است-، داشته باشیم، میتوان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم.»
امام(ره) در خصوص نامه میرحسین موسوی نیز می فرمایند: « آقای نخستوزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام كردهاند، مسئولان جنگ میگویند تنها سلاحهایی را كه در شكستهای اخیر از دست دادهایم، به اندازه تمام بودجهای است كه برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.»
و نوبت به سیاسیون و مسئولین تبلیغات جنگ می رسد. امام با اشاره به سایر گزارش ها و نامه ها می فرمایند:«مسئولان سیاسی میگویند از آنجا كه مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی به دست نمیآید، شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است.»
محسن رضایی نامه سید محمد خاتمی را حاوی مطالبی که امام مورد توجه قرار دادند، می داند. او می گوید:«نامه آقای خاتمی، حكایت از آن داشت كه بسیجیها و مردم به جبهه نمیروند و ما در جبهه نیرو كم داریم.»
محسن رضایی از هاشمی رفسنجانی و نقش او در انتقال این نامه ها و گزارش ها به امام نیز سخن می گوید: «آقای هاشمی هم این نامه هم چند نامه دیگر از جمله آقای خاتمی وزیر ارشاد وقت، نامه میرحسین موسوی به عنوان مسئول دولت، و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برد گفته بود كه نظامیان این گونه میگویند و مسؤولان سیاسی و اقتصادی هم میگویند پول نداریم. شما تكلیف را روشن كنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت كردند.»
برچسب اسلام امریکایی
از دیگر مسائلی که در خصوص این دوره می توان مورد توجه قرار داد، فضایی است که به واسطه سخنان امام در تفکیک میان اسلام ناب و اسلام امریکایی رقم خورد. قائلین به اقتصاد دولتی خود را پیرو اسلام ناب دانستند و مخالفان و منتقدان خود را داعیه داران اسلام امریکایی لقب دادند. در این میان، مجمع روحانیون مبارز هم از جامعه روحانیت مبارز جدا شد. آیتالله مهدوی کنی با اشاره به این انشعاب می نویسد: «کیهان و اطلاعات در شماره فوق العاده با سر و صدای زیادی به عنوان موجودیت مجمع روحانیون، مصاحبه بعضی از آقایان را منتشر کردند که در آن مصاحبه ها فلسفه این انشعاب را ذکر کرده بودند. آنها گفته بودند که ما در مسائل انقلاب اختلاف نظر و اختلاف مبنا داریم. اینها (جامعه روحانیت) در مسائل اقتصادی مبنای خاصی دارند، در سیاست خارجی هم روش خاصی دارند و این همان چیزی است که امام اسمش را اسلام امریکایی گذاشته است؛ یعنی اینها طرفدار سرمایه دارها و طرفدار ارتباط با امریکا هستند. اینها سرمایه داران را تایید می کنند. سیاست اقتصادی آنها اقتصاد سرمایه داری است؛ سیاست خارجی آنها هم سیاست ارتباط با غرب است و در یک جمله اسلام اینها اسلام امریکایی است.»(9)
موافقت امام با انشعاب مجمع روحانیون مبارز این فضای تقابلی را تشدید می کرد. اعضای مجمع روحانیون این موافقت با انشعاب را موافقت با رویکردهای جدید و نقد رویکردهای امریکایی تعبیر و تفسیر می کردند.
مهدوی کنی در ادامه به دیدارشان با امام اشاره می کند و اینکه در این دیدار شرح تهمت ها را گفته: «تا من گفتم اگر ما امریکایی هستیم پس ما را به دریاچه ساوه بریزید، ایشان سریع سرشان را بلند کردند و گفتند نخیر، من کی چنین حرفی را زدم؟ من چنین حرفی نزدم. من به شماها علاقه دارم! خیر، چنین چیزی نیست، اصلاً من چنین حرفی نزدم، من چنین چیزی را تأیید نکردم.»(10)
عروج علمدار نهضت
با رحلت امام در 14 خرداد 1368 کشور به یکباره عزادار داغی شد که پذیرش آن دشوار می نمود. ضدانقلاب از
مدتها قبل، منتظر پر کشیدن امام بود. از نگاه آنها کسی نمی توانست جای امام را پر کند و با عروج امام، عمر جمهوری اسلامی هم به پایان خواهد رسید.
در این شرایط، مجلس خبرگان آیتالله خامنهای را به عنوان رهبر معرفی کرد تا بعد از امام، زمام امور ولایت فقیه را در دست بگیرد. کمتر از 2 ماه تا انتخابات ریاست جمهور پنجم باقی بود و ایشان ناگزیر، 72 روز به صورت توأمان رهبری و ریاست جمهوری را عهده دار بودند، تا دولت جدید مستقر شود.
پینوشتها:
1-
2-
3-
4-
5-
6-
7-
8-
9-
10-
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد :

مداحی برادران محمد کمیل محمدی و حامد احمدی

قسمت سوم،محمد کمیل محمدی و حامد احمدی
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد :

مداحی برادران حاج رضا هلالی و حاج عباس طهماسب پور:

السلام علی قلب زینب الصبور
مراسم ویژه ماه صفر

منتظر قدوم سبز شما هستیم
هیئت یازهرا رهروان شهدا-شهرستان رشت
یا علی مدد![]()
شما هم اعتراض خود را به جنایت وحشیانه رژیم خون خوار صهیونیستی در عزه ثبت کنید
بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ = به کدامین گناه کشته شده است؟؟؟
بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ = به کدامین گناه کشته شده است؟؟؟

بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ = به کدامین گناه کشته شده است؟؟؟

بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ = به کدامین گناه کشته شده است؟؟؟

بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ = به کدامین گناه کشته شده است؟؟؟
سلام بر محرم
هر شب که بادو ديده تر گريه مي کنم
با اشک نه به خون جگر گريه مي کنم
سيني به دست در به در هييتت شديم
اين ارث مادريست اگر گريه مي کنيم
عمريست زير بيرقتان پا گرفته ايم
يک قطره اشک داده و دريا گرفته ايم
شالي که بسته ايم براي عزايتان
از ريشه هاي چادر زهرا گرفته ايم
صاحب عزا کجاست امشب شب عزاست
با گريه بين روضه تان جا گرفته ايم
مراسم دهه اول محرم
با نوای : برادر حامد احمدی
مکان:ژاندارمری - روبروی آموزشگاه بوسار حسینیه بیت الزهرا س
زمان:بعد از نماز مغرب و عشا
از داغ حسین اشک نم نم داریم
در خانه سینه تا ابد غم داریم
پیراهن وشال مشکی اماده کنید
ده روز دگر تا به محرم داریم

امام حسين (ع) در روز ترويه يعنى هشتم ذى حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، مأموريت داشت با امام حسين برخورد شديد نمايد، وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت حر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسين(ع) شركت مى كردند و به خطبه هاى دلنشين وى گوش جان مى سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچگونه مشكلى در كنار هم بودند.
اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سختگيرى بر امام حسین (ع) نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام حسين و يارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام كربلا هدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد.
روز پنج شنبه دوم ماه محرم سال 61 هجرى امام حسين عليه السلام در يكى از نواحى نينوا به نام كربلا فرود آمد. قافله امام حسين چون به سرزمين كربلا رسيدند، آن حضرت پرسيد:
اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند: كربلا.
آن حضرت تا نام كربلا را شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء.
فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد.
روز بعد عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى با چهار هزار نفر از كوفه رسيد و در مقابل امام جاى گرفت. عمر بن سعد از قريش و از طايفه بنى زهره بن كلاب و خويش نزديك حضرت آمنه مادر بزرگوار رسول خدا (ص) بود. پدرش سعد بن ابى وقاص از پنج نفرى است كه در آغاز بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوسيله آشنايى با ابى ابكر به دين اسلام در آمدند و نام او در تاريخ اسلام و فتوحات اسلامى پر آوازه است.
عمر بن سعد كسى نزد امام عليه السلام فرستاد كه چرا به عراق آمده ايد؟ امام در جواب فرمود: عراقيان خود مرا با نوشتن نامه خوانده اند اكنون اگر از آمدن من كراهت داريد به همان حجاز باز مى گردم. ابن سعد نامه اى به ابن زياد نوشت و آنچه را امام فرموده بود گزارش داد. ابن زياد گفت: اكنون كه چنگال هاى ما به سوى او بند شده است، اميد نجات و بازگشتن به حجاز دارد؟ ديگر گذشت و راهى براى وى باقى نمانده است.
آنگاه به ابن سعد نوشت نامه ات راخواندم آنچه نوشته بودى فهميدم از حسين بن على عليه السلام بخواه كه خود و همه همراهانش با يزيد بيعت كنند و آنگاه كه بيعت به انجام رسيد، ما هرچه خواستيم نظر خواهيم داد. سپس نامه ديگرى از ابن زياد رسيد كه آب را به روى حسين و ياران وى ببند تا قطره اى از آن را ننوشند، و عمر بى درنگ عمرو بن حجاج را به فرماندهى چهار هزار سوار فرستاد كه ميان اباعبدالله و آب فرات حايل شدند و راه آب را بر امام و اصحابش بستند و اين پيش آمد و سه روز پيش از شهادت امام روى داد.
امام عليه السلام از ابن سعد خواست كه با وى ملاقات كند و شبانه در ميان دو سپاه ملاقات كردند و مدتى با هم سخن گفتند. چون عمر بن سعد به اردوگاه خود بازگشت و نامه به ابن زياد نوشت كه خدا آتش جنگ را خاموش كرد و با هم توافق كرديم و امر امت به خير و صلاح برگزار شد، اكنون حسين بن على آماده است كه به حجاز برود و به يكى از مرزهاى اسلامى روانه شود و آنگاه جمله اى را به عنوان دروغ مصلحت آميز براى رام كردن ابن زياد نوشت. با رسيدن اين نامه ابن زياد نرم شد و تحت تاثير پيشنهادهاى ابن سعد قرار گرفت. اما شمر بن ذى الجوشن (لعنت الله عليه) كه حاضر بود گفت: اشتباه مى كنى، اين فرصت را غنيمت شمار و دست از حسين بن على كه اكنون بر وى دست يافته اى بر مدار كه ديگر چنين فرصتى به دست نخواهى آورد. ابن زياد گفت: راست مى گويى، پس خودت رهسپار كربلا باش و اين نامه را به ابن سعد برسان كه حسين و يارانش بدون شرط و تسليم شوند. آنگاه ايشان را به كوفه فرستاده و گرنه با ايشان بجنگد و اگر هم ابن سعد زير بار نرفت و حاضر نشد با حسين بن على بجنگد، تو خود فرمانده سپاه باش و گردن او را بزن و سرش را براى من بفرست.
آنگاه به ابن سعد نوشت: من تو را نفرستادم كه با حسين بن على مدارا كنى و نزد من از وى شفاعت كنى، و راه سلامت و زندگى او را هموار سازى. اكنون ببين اگر خود و يارانش تسليم شدند آنها را نزد من بفرست، و اگر امتناع كردند بر آنها حمله كن تا آنان را بكشى و بدن ها را مثله كنى، اما عهد كرده ام كه او را بكشم و لگد كوب اسب ها كنم. اكنون اگر به آنچه دستور دادم عمل كردي، تو را پاداش مى دهم و اگر به اين كارها تن ندادى از كار ما و سپاه ما بركنار باش و لشكريان را به شمر بن ذى الجوشن واگذار كه به ما وى دستور داده ايم.
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد (ص) و آل محمد.
مداحان:حاج حسین سیب سرخی و کربلایی محمد کمیل محمدی
تصویر با کیفیت بالا
سیب سرخی:دل خرابم مست و مبتلاست دیونه ارباب سر جداست
محمد کمیل:همه جونمی مهربونمی تو فقط میخری بدارو
![]()
![]()
شاهنشه ما بنده نوازاست٬بیا... ![]()
![]()
![]()
یا علی مدد![]()
![]()
نماز روزه همه دوستان مقبول حق ![]()
![]()
اول عذر منو بپذیرید که یه مدت نتونستم آپ کنم
دوم از تمام کسایی که تو این مدت مرتب سر میزدن و کامنت میزاشتن خیلی خیلی ممنونم
انشالله بتونم محبتاتونو جبران کنم.
انشالله تا چند روز دیگه چند تا فایل صوتی از حاج حسین سیب سرخی و محمد کمیل رو براتون میزارم که ماله فاطمیه هیئت یازهراست![]()
یا علی مدد![]()
![]()
![]()
به مناسبت شهادت جانسوز ام الائمه حضرت صدیقه کبری فاطمه الزهرا(س) برنامه هیئت
به شرح زیر میباشد:
سخران:خطیب توانا حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد (از شیراز)
با مداحی برادران:صفری ،حاج عبدالرضا هلالی ، حاج حسین سیب سرخی ، حاج عباس طهماسب پور
زمان:از ۲۰/۳/۸۷ به مدت چهار شب بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان:رشت ، حرم مطهر خواهر امام
هیئت یا زهرا (س) رهروان شهدا (شهرستان رشت)
داستان فدك يكى از غم انگيزترين و پرغوغاترين داستانهاى زندگى فاطمه بانوى اسلام عليها السلام خصوصاً، و اهل بيت عليم السلام عموماً، و تاريخ اسلام به طور گستردهاى و عام است، كه آميخته با توطئههاى سياسى، و فراز و نشيبهاى فراوانى مىباشد و دريچهاى است براى حل قسمتى از معماهاى مهم تاريخ صدر اسلام. اما قبل از ورود در اين بحث لازم است بدانيم: «فدك چه بود و كجا بود؟» «فدك» به طورى كه بسيارى از مورخان و ارباب لغت نوشتهاند قريه آباد و حاصل خيزى بود در سرزمين «حجاز» نزديك «خيبر» كه ميان آن و مدينه دو يا سه روز راه بود، بعضى اين فاصله را صدو چهل كيلومتر نوشتهاند و در آن چشمهاى جوشان و نخلهاى فراوانى بود و بعد از خيبر نقطه اتكاء يهوديان در حجاز به شمار مىرفت. در اينكه چگونه «فدك» اين آبادى خرم و سرسبز به پيامبر اسلام صلي الله عليه واله وسلم منتقل شد، معروف چنين است كه رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم بعد از آنكه از فتح خيبر بازگشت خداوند رعب و وحشت را در قلوب اهل فدك كه از يهوديان سرسخت بودند، افكند، آنها كسى را خدمت رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم فرستادند، و با او صلح كردند، در برابر اينكه نيمى از «فدك» را به آن حضرت صلي الله عليه واله وسلم واگذار كنند، پيامبر صلي الله عليه واله وسلم از آنها پذيرفت و اين صلح را امضاء فرمود. به اين ترتيب «فدك» خالصه رسول اللّه صلي الله عليه واله وسلم شد، زيرا طبق قرآن مجيد چيزى كه به دست مسلمين بدون جنگ بيفتد منحصراً حق پيامبر صلي الله عليه واله وسلم است، و به صورت غنائم جنگى تقسيم نمىشود و به اين ترتيب پيامبر صلي الله عليه واله وسلم «فدك» را در اختيار گرفت و درآمد آن را در مورد واماندگان در راه «ابن السبيل» و مانند آنها مصرف مىكرد. اين سخن را «ياقوت حموى» در «معجم البلدان» و «ابن منظور اندلسى» در «لسان العرب» و عدهاى ديگر در كتابهاى خود آوردهاند. «طبرى» نيز در تاريخ خود و «ابن اثير» نيز در كتاب «كامل» به آن اشاره كردهاند. اين را نيز بسيارى از مورخان نوشتهاند كه پيامبر صلي الله عليه واله وسلم در حيات خود «فدك» را به بانوى اسلام فاطمه زهرا عليها السلام بخشيد. گواه روشن اين واگذارى اينكه بسيارى از مفسران از جمله مفسر معروف «جلال الدين سيوطى» از علماى معروف اهل سنت در تفسير «در المنثور» در ذيل آيه (16 سوره اسراء) «و آت ذالقربى حقه» (حق نزديكان را به آنها بده) از «ابوسعيد خدرى» نقل كرده كه چون اين آيه نازل شد رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم فاطمه را طلبيد و فدك را به او بخشيد، عبارت حديث چنين است: «لما نزل قوله تعالى: «و آت ذالقربى حقه اعطى رسول اللّه صلي الله عليه واله وسلم فاطمة فدكا» هنگامى كه سخن خداى متعال نازل شد كه: «اى پيامبر) حق خويشاوندان نزديك خود را بده رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم به فاطمه عليها السلام فدك را بخشيد. در ذيل همان آيه روايت ديگرى از «ابن عباس» به همين مضمون نقل شده است. شاهد زنده ديگر بر اين مدعا گفتار اميرمؤمنان على عليه السلام در نهج البلاغه درباره فدك است كه مىفرمايد: «بلى كانت فى ايدينا فدك من كل ما اظلته السماء، فشحت عليها نفوس قوم، و سخت عنها نفوس قوم آخرين، و نعم الحكم اللّه»: «آرى تنها از آنچه آسمان بر آن سايه افكنده، «فدك در دست ما بود، ولى گروهى بر آن بخل ورزيدند، در حالى كه گروه ديگرى سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند، و بهترين قاضى و داور خدا است». اين به خوبى نشان مىدهد كه در عصر پيامبر صلي الله عليه واله وسلم «فدك» در اختيار امير مؤمنان على عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام بود، ولى بعداً گروهى از بخيلان حاكم، چشم به آن دوختند، و على عليه السلام و همسرش بانوى اسلام به ناچار از آن چشم پوشيدند، و مسلماً اين چشم پوشى با رضايت خاطر صورت نگرفت، چرا كه در اين صورت خدا به داورى طلبيدن و «نعم الحكم اللّه» گفتن معنى ندارد. از علماى بزرگ شيعه نيز گروه عظيمى روايات مربوط به اين قسمت را در كتب معتبر خود آوردهاند كه از ميان آنها علماى زير را مىتوان نام برد: مرحوم «كلينى» در «كافى»، و مرحوم «صدوق»، و مرحوم «محمد بن مسعود عياشى» در تفسير خود و «على بن عيسى اربلى» در «كشف الغمة» و گروه عظيمى ديگر در كتب تفسير و تاريخ و حديث، كه ذكر همه آنها بسيار به طول مىانجامد.
اینجا فدک است !!!

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
ای کاش مدینه درو دیوار نداشت
فریاد دل محسن زهرا(س) این است
ای کاش در سوخته مسمار نداشت
یا علی مدد ![]()
![]()
سلام دوستان
این فایل هایی که برای دانلود گذاشتم مربوط می شه به دهه سوم محرم ۸۶ هیئت یا زاهرا س
با مداحی حاج حسین سیب سرخی و کربلایی محمد کمیل محمدی
این فایل ها که با تاخیر روی وبلاگ هیئت قرار گرفته به دلیل برخی مشکلات صوتی این مراسم بوده
و از طرف مدیریت وبلاگ هیچ گونه کوتاهی صورت نگرفته
امید وارم که مورد قبولتون بیاد.
یا علی/
خادم الزهرا

کمیل محمدی: من که قرار بمیرم_کاش که کربلا بمیرم
سیب سرخی:قلب مو خدا کرده از کودکی حسینیه
سیب سرخی:به زیر شمشیر غمت رقص کنان باید رفت
سیب سرخی:دوباره این دل غریب هوا تو کرده
سیب سرخی:گوشه گوشه دله من جای پای پور زهراست
سیب سرخی:با تو دله سیاهم رنگ خدا میگیره
اینم تیزر مراسم
برای دریافت فایل تصویری روی عکس کلیک راست کنید و گزینه Save Target As را بزنید
برای دانلود مداحی حاج رضا هلالی روی لینک ها کلیک راست کنید و گزینه Save Target As را بزنید
آرزومه مقیم کرببلا شم آرزومه وارد عرش خداشم
اگه که قبر گمشده پيدا بشه، دلم دوباره زائر زهراء(س) بشه
عاقلا تو این زمونه میگن عاشی گناهه
برای دیدن عکس های بیشتر به ادامه مطلب برید ![]()
![]()
یا علی
در پی اقدام تروریستیه عده ای از منافقان کوردل در کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز حدود ۲۰۰ نفر از
دوست داران اهل بیت زخمی و ۱۱ نفر از عاشقان اباعبدالله به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
انفجار بمب هنگام مراسم عزاداری و سینه زنی در حدود ساعت ۲۱:۱۰ دیشب رخ داد.
و به کوری چشم منافقان و بی دینان حسود شخص فرهنگی کانون رهپویان وصال جناب سید محمد انجوی نژاد در صحت وسلامتی کامل بسر میبرد.
این حادثه تلخ که باعث محزون شدن دلهای تمامی عاشقان اهل بیت ع شد را اول به پیشگاه امام عصر عج و به نایب بر حقشان امام خامنه ای وبه جناب انجوی نژاد و تمامی عزیز از دست دادگان این حادثه تسلیت عرض مینمائیم.
در ضمن سکوت تاسف بر انگیز صدا وسیما که اصلا هیچ خبری را تا ۱۵ ساعت بعد از این حادثه اعلام ننمود محکوم میکنیم .
برای سلامتی حال مجروحان این حادثه دعا کنید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فیلم حادثه بمب گذاری در کانون رهپویان وصال شیراز
التماس دعا
دانلود مداحی حاج مهدی کمانی
کسایی که مداحی در خواستی میخوان تو قسمت نظرات بگن که ما
براشون بزاریم ![]()
سلام دوستان
انشاالله این تراکهای که گذاشتم مقبولتون بیاد .
حاج قربان شب عاشورا ۸۶
حاج عباس طهماسب پور
سینه زنا. گریه کنا .دیونه های کربلا

حاج مهدی کمانی
اگه بیام به کربلا قلبم آروم میگیره
اگه نظرم بدین ضرر نمی کنید/
یا علی مدد/![]()
حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به " سيد حسن نصرالله" دبيركل حزبالله لبنان، شهادت برادر مجاهد مخلص و فداكار آقاي حاج" عماد مغنيه " از رهبران فداكارحزبالله را به ايشان و جوانان سرافراز حزبالله و همه مردم لبنان تبريك و تسليت گفتند.
متن پيام به اين شرح است :
بسم الله الرحمن الرحيم
برادر عزيز جناب حجتالاسلام آقاي سيدحسن نصرالله
شهادت برادر مجاهد مخلص و فداكار آقاي حاج عماد مغنيه براي خود او كه سراپا عشق و شور جهاد في سبيل الله بود، فوزي عظيم و سرانجامي سعادتبار است و براي ملت لبنان كه چنين مردان بزرگي را پرورده و به عرصهي آزاديخواهي و مبارزه با ستم ، تقديم كرده ، مايه سرافرازي و سربلندي است.
فقدان اين مرد آزادهي فداكار و برجسته، اگر چه براي همهي انسانهاي شريف و همهي آنان كه او را ميشناختند به ويژه براي والدين ، همسر و فرزندان عزيز و ديگر كسان و يارانش دردناك است، ولي زندگي و مرگ انسانهايي مانند او، حماسهاي است كه ملتها را بيدار ميكند و به جوانان الگو ميدهد و افقهاي روشن و راه رسيدن به آن را براي همه ترسيم مينمايد.
صهيونيستهاي خونخوار و جنايكار بدانند كه خون مطهر شهيداني همچون عماد مغنيه صدها عماد مغنيه ميآفريند و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغيان را دو چندان ميكند. مرداني چون اين شهيد بزرگوار زندگي و آسايش و بهره منديهاي مادي خود را در راه دفاع از مظلوم ، مبارزه با ظلم و استكبار فدا كردند . و اين ارزش والايي است كه همهي وجدانهاي انساني در برابر آن سر تعظيم فرود ميآورند. رضوان خدا بر او و بر همهي مجاهدان راه حق باد.
من اين شهادت بزرگ را به شخص شما و به خانوادهي گراميش و به جوانان سرافراز حزب الله و مقاومت و به همهي ملت لبنان تبريك و تسليت ميگويم.
والسلام عليه و عليكم و رحمه الله سيد علي خامنهاي

وصیت نامه
بخشی از وصیت نامه شهید
... فعلاَ انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای همه مستکبرین درآمده است و یاوری برای همه مستضعفین جهان ...
... ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان هم سرجنگ داریم ودر رابه با این هدف جنگ با صدام یزید مقدمه است ...
... در این موقعیت زمانی ومکانی، جنگ ما جنگ اسلام و کفر است و هرلحظه مسامحه و غفلت، خیانت به پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) و امام زمان (عج) و پشت پا زدن به خون شهداست و ملت ما باید خود را آماده هرگونه فداکاری بکند ...
... در چنین میدان سویع و این هدف رفیع انسانی و الهی، جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پا افتاده است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام با خلوص نیت را پیدا کنیم ...
در مورد درآمدها، چیزی به آن صورت ندارم و همین بضاعت مزجاه را هم خمسش را دادهام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگجویان و سربازان اسلام با سپاه کفر خرج کنند ..د ر صورت امکان با لباس سپاه مرا دفن کنید.
درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (عج)
غلامحسن افشردی 12 شب 27/7/1359 اهواز
برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطب برید
اين حادثه نبايد فراموش شود

مقام معظم رهبري: «اين حادثه تلخ (تخريب حرم شريف عسگريين ) نبايد به فراموشي سپرده شود ضمن آنکه مجرم اصلي در اين ماجرا امريکا بود»
23 سوم محرم يادآور حمله تروريستي به حرم شريف عسگريين و تخريب بارگاه ملكوتي اين دو امام همام است كه قلب نه تنها شيعيان بلكه همه مسلمانان و آزادگان جهان را به درد آورد.
حادثه انفجار در حرم هاي مطهر حضرت امام علي بن محمد الهادي و حضرت امام حسن عسكري -عليهماالسلام- بسيار دردناك بود چرا كه تعدي به «اماكن مقدس» با هيچ منطقي سازگار نيست اما برخلاف ظاهر قضيه روي ديگر سكه اين اقدام، عجز و درماندگي عاملان آن بود.
حادثه اسفبار سال گذشته در شهر سامرا يادآور حادثه مشابه آن در حرم مطهر حضرت اميرالمومنين-عليه السلام- و شهادت آيت الله سيدمحمدباقر حكيم و دهها شيعه ديگر مي باشد. هر دو حادثه پس از آن اتفاق افتاد كه مردم عراق يك گام به سمت احقاق حقوق خود نزديك شده بودند. انفجار حرم مطهر حضرت علي -عليه السلام- پس از آن بود كه «مجلس حكم» در عراق با تركيبي از شخصيت هاي سياسي كه عمدتاً مبارز بودند، شكل گرفت و طليعه انتقال قدرت به مردم پيدا شد.
انفجار سال گذشته «سامرا» نيز درست چند روز پس از توافق ائتلاف بزرگ عراق بر سر نخست وزير دائمي و در آستانه تشكيل دولت جديد صورت گرفت. اين به آن معنا بود كه از نظر اقدام كنندگان، وضعيت شکل گرفته آنقدر بااهميت و حساس بود كه بايد بالاترين «جنايت» را آنهم در حق «شريف ترين اماكن» مرتكب گرديد.

نوحه عربی فارسی انا مظلوم حسین (ع) ( مداح : نزار قطری ) پخش شده از شبکه سه سیما
دریافت مداحی با کیفیت ۱۲۸
دریافت مداحی با کیفیت ۶۴
برای دانلود فیلم نوحه عربی - انا مظلوم حسین (ع) - نزار قطری - save target as - کلیک راست و گزینه
علل بيمارى و شهادت حضرت زهرا س
با وجود سفارش آن حضرت به نهان داشتن شرايط جسمى و وضعيت روحىاش پس از آن رويدادهاى تلخ، و با وجود رازدارى امير مؤمنان، سرانجام خبر بيمارى بانوى بانوان در مدينه منتشر گرديد و همگان از شرايط آن حضرت آگاه شدند. لازم به يادآورى است كه فاطمه عليهاالسلام از بيمارى سختى شكايت نداشت كه غيرقابل مداوا برسد، بلكه آنچه او را سخت رنج مىداد و پيكرش را آب مىكرد، امواج دردها و مصيبتها و رنجهايى بود كه هر روز بر آن افزوده مىشد و اين فشارها بود كه بر رنج و بيمارى برخاسته از صدمات وارده در يورش به خانهاش، كمك مىكرد تا بانوى سرفراز گيتى را به بستر شهادت بكشاند.
در كنار اينها فشار سوگ پدر و گريه بسيار بر آن حضرت نيز از عواملى بود كه باعث شدت بيمارى و زوال شادابى و طراوت از خورشيد جهانافروز وجود او مىشد و بايد ستم و خشونت و مواضع ناجوانمردانهى برخى از مسلماننماها و نيز تحول ارتجاعى در سيستم سياسى و دگرگونى كارها و تغيير اوضاع و شرايط به سود ارتجاع و جاهليت را نيز از عواملى برشمرد كه فشار دردها و رنجها را هر لحظه بيشتر مىساخت و خورشيد وجود انديشمندترين و آزادهترين بانوى جهان هستى را بسوى افق مغرب پيش مىبرد.
فاطمه در يورش دژخيمان دولت غاصب به خانهاش به گونهاى ميان در و ديوار فشرده شد كه علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر وجود گرانمايهاش، جنين وى نيز سقط گرديد و تازيانههاى بيدادى كه بر پيكر مطهرش فرود آمد، بدنش را مجروح و خونآلود ساخت و آثار عميقى در آن نازنينبدن برجاى نهاد. و نيز ضربات شديد ديگرى بر او وارد آمد كه جسم و جان و روح ملكوتىاش را به شدت آزرد.
آرى همهى اين امور و رويدادهاى دردناك دست به دست هم دادند و آن حضرت را به بستر بيمارى كشانده و از انجام كارهاى خويش بازداشتند.
حضرت امام حسن مجتبى عليهالسلام در يك مجلس مناظره در حضور معاويه خطاب به مغيرة بن شعبه فرمود: «تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختى، تا اينكه او بچهاش را سقط كرد...» (انت الذى ضربت فاطمة بنت رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله حتى ادميتها و القت ما فى بطنها...) (1)
و حضرت امام صادق عليهالسلام با تصريح بيشتر در مورد علت بيمارى و شهادت فاطمه عليهاالسلام مىفرمايند:
و كان سبب وفاتها ان قنفذا مولى الرجل لكزها بنعل السيف بامره فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلك مرضا شديدا. (2)
سبب شهادت فاطمه اين بود كه قنفذ (غلام خليفه دوم) با غلاف شمشير او را زده و بچهاش را كشت و مادرم از اين جهت به بستر بيمارى افتاد.
اسماء لحظهاى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنيد، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامىترين كسى كه زنان حمل او را عهدهدار شدند، اى دختر بهترين كسى كه بر روى ريگهاى زمين پاى گذارده، اى دختر كسى كه به پروردگارش به فاصله دو تير كمان و يا كمتر نزديك شد، اما جوابى نيامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنيا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى كه ايشان را مىبوسيد گفت: فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عميس را به آن حضرت برسان، آنگاه گريبان چاك زده و از خانه بيرون آمد، حسنين به او رسيده و گفتند: اسماء مادر ما كجا است؟ وى ساكت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده ديدند حضرت دراز كشيده حسين عليهالسلام حضرت را تكان داد ديد از دنيا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصيبت مادر پاداش دهد.
حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مىبوسيد و مىگفت: اى مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسين جلو آمده و پاهاى حضرت را مىبوسيد و مىگفت: اى مادر من پسرت حسينم، پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم با من صحبت كن.
اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا برويد نزد پدرتان على عليهالسلام او را از مرگ مادرتان خبردار كنيد، آن دو از منزل بيرون رفته و صدا مىزدند:يا محمداه يا احمداه، امروز كه مادرمان از دنيا رفت رحلت تو تجديد شد، بعد به مسجد رفته و على عليهالسلام را خبردار كردند حضرت با شنيدن خبر فوت فاطمه عليهاالسلام از هوش رفت و با پاشيدن آب بر او به هوش آمد و چنين گفت: اى دختر حضرت محمد به چه كسى تسليت بگوئيم، من هميشه به وسيله تو دلدارى داده مىشدم، بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسليت من خواهد شد.
1ـ احتجاج طبرسى، ج 1، ص 414- بحارالانوار، ج 43، صص 197، ح 28- سفينة، ج 2، ص 339.
2ـ عوالم، ج 11، ص 504- بحار، ج 43، ص 170، ح 11.
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟
یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟
از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟